ماهکماهک، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

ماهک ماه کوچک

اولین مروارید

عزیز دلم جوونه زدن اولین مروارید زندگیت تو 7ماه و23 روزگی  مبارک البته این روزها ومخصوصا شبها خیلی بی قراری می کنی وهمش مریضی  مامان فدات که انقدر درد نکشی  نفس مامان   ...
18 بهمن 1393

سفر آسمونی

  قند عسلم سلام هفت ماهگیت با کلی تاخیر مبارک امروز یک هفته است که ما از این سفر آسمونی برگشتیم  اما دلمون هنوز اونجاست. تو این سفر شما خیلی  همکاری کردی وحسابی خانوم بودی اما تو رفت وبرگشت حسابی اذیت شدی عزیزم از کارهای این چند روز شما هم باید بگم که دو مدل میشینی  خیلی راحت ولی با تکیه دادن به وسایل می ایستی بی نهایت شیطونی دندون در نیاوردی ولی همسن وسالات دندون در آوردن تبلیغ لوسی رو دوست داری ویکبار که داشتی نگاه می کردی ومن حواسم نبود جلوی شما ایستادم  منو کنار زدی تا ادامه لوسی رو ببینی اینم عکسای شما ومامان وبابا شما تو مسجد شیعیان   این عکس...
6 بهمن 1393

این روزها

وروجک شیطون مامان این روز ها خیلی عالی وتند چهار دست وپا  می ری علاوه بر اون روی زانوهات می ایستی وهمینطور از دوروز قبل به اطرافت تکیه می کنی وروی پاهات می ایستی به خاطر همین چند دفعه زمین خوردی وسر کوچولوت  درد اومده مامان فدات بشه. دیروز برای اولین بار خودت نشستی .البته دیگه این کار تکرار نشد وهمون یکبار هم کوتاه بود لباس احرام شما آماده شده وان شاالله از سفر خانه خدا که برگشتیم عکس شما رو بااین لباس آسمونی میذارم راستی بابا رو هم میشناسی  ووقتی میگم بابا کجاست با چشم بابا رو دنبال می کنی از تمام دوستای گلم که میان واین مطلبو می خونن طلب حلالیت می کنم    آهای دوستایی که میاین مطلبو می...
10 دی 1393

یه عالمه خبر

سلام سلام سلام........... اولین خبر ماهکی  از 5ماه ویک روزگی غذای کمکی می خوره به صورت رسمی( قبلش هم دستبرد به سفره می زد) حریره بادام سوپ   فرنی  موز وسیب غذاهایی که ماهک تابحال خورده دومین خبر اینکه از دقیقا 5ماهگی شروع کرد به چهار دست وپا وسینه خیز رفتن(بچم دچار بحران شده هم چهار دست وپا میره هم سینه خیز) البته تو چار دست وپا رفتن زانوهاشو رو زمین نمیذاره ویه جورایی شیرجه می زنه رو کیس مورد نظر که می خواد بگیره خبر بعدی اینکه  کنترل تلویزیون وسفره غذا از دست ماهکی امون نداره خیر بعدی اینکه 3آذر من وماهکی وبابایی رفتیم آتلیه واسه ثبت  صورت خانوم خشگله خبر آخر هم اینکه اگه خدا بخواد 17 دی&n...
9 آذر 1393

ماه پنجم

پنج ماهگیت مبارک عزیز دل مامان این روزها بی نهایت شیطون شدی واز دیوار راست می ری بالا. دایما پاهات تو دهنته وگوله میشی وبازی می کنی. تورورویکت راه می ری وخودتو می چسبونی به تلویزیون و شعر های خودتو گوش میدی. زبون کوچولوهاتم همش بیرونه با کمک من  می شینی وبعد پهن  می شی رو زمین. شما ولیانا دختر خاله بابا  که 20 روز از شما کوچیکتره تولد 5ماهگی شما وکیکی که بابا زحمتش روکشید .گله هم مال منه مامانی دست بابا درد نکنه باز هم مشغول بازی با پاها ببءی کوچولوی نذر بابایی واسه شما وکشتنش جلوی نخل  تو عاشورا ...
26 آبان 1393