ماهکماهک، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

ماهک ماه کوچک

5ماهگی قند عسل مبارک

سلام عشق مامان وبابا  5 ماهت پر شد ووارد 6ماهگی شدی این روزها لگدهات پرزور تر شده و تو شکم مامی دایم پشتک میزنی البته پریشب حسابی منو نگران کردی چون اصلا تکون نمی خوردی تا صبح هر دفعه بیدار شدم  تو نخ شما رفتم  تا ببینم بالاخره شما تکون می خوری یانه. آخر هم صبح پاشدم کلی خرما ونبات داغ خوردم تا بالاخره یه تکون کوچولو از شما دیدم  وخیالم راحت شد دختر خوبی باش ومن وبابایی رو اذیت نکن این روزها با مامان فاطمه وبابایی وخاله نارسیس در حال خرید سیسمونی برای شما هستیم رنگ وسایل هم بیشتر صورتی ویاسیه امیدوارم وسایلتو دوست داشته باشی .در اولین فرصت که اتاقتو بچینم عکسش رو می ذارم   ...
20 بهمن 1392

ماهک قند وعسل مامان وبابا

قند عسلی امروز با بابا رفتیم سونوگرافی آقای دکتر گفتن  همه چی خوبه  ولی جنسیت شما به خاطر پشت و رو بودنت کاملا مشخص نیست ولی به احتمال زیاد شما دخملی صورت من   صورت بابایی   می خواستم عکس سونو رو هم بذارم که هرچی من وبابایی عکسو نگاه کردیم شما رو توش ندیدیم که فکر کنم به خاطر سر وته وپشت و رو  لالا کردن  شما بود اما اسمایی که من وبابایی واسه شما انتخاب کردیم دختر :  ماهک  (مهدیه) به انتخاب بابایی پسر:  مهرزاد  (علی)   به  انتخاب من البته اسم دختر انتخابی من افروز بود در ضمن شما 21 هفته ویک روزه بودی   ...
2 بهمن 1392

تقدیم به بابایی وتمام باباهای دنیا

دختر که باشی ...                دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته             دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه  دنیا آغوش گرم پدرته    دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستت بکیری و دیگه از هیچی نترسی دستای گرم و مهربون پدرته                هر کجای دنیا هم باشی قوی ترین فرشته نگهبان پدرته           پدر یعنی صبور یعنی لطیف... ...
2 بهمن 1392

17هفتگی قندعسلی

عسلی مامان وبابا چند روزی سرما خوردم ونتونستم مطلب بذارم بابایی هم سرما خورده بود سونوی ١٥ هفته شما رو هم هنوز نذاشتم دکتر گفت شما طوری قرار گرفتی که جنسیتت مشخص نمی شه (قیافه من وبابا با این حرف دکتر ) واما وول خوردن شما تو شیمک مامان فری: بعد از اظهار نگرانی های مامان فاطمه که چرا شما هنوز حرکتی نداری این چند روز بیشتر دقت کردم  ومتوجه حرکتهای شما تو پهلوهام شدم البته انگار صبح ها همش خوابی وعصرها بیدار می شی وورجه وورجه می کنی ...
30 دی 1392

یه سوال؟؟؟

به نظر شما قند عسل دخمله یا پسل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   من وبابایی دوست داریم ذهنیت اطرافیا از دخمل یا پسل بودن قند عسلی رو بدونیم ...
24 آذر 1392

خدایا...

خدارا شاکریم          به یمن آمدن فرشته کوچکمان به زمین                   با آسمانی ترین آرزوها                          برای پر خیر وبرکت بودن قدم های کوچکش                                         و روح ...
18 آذر 1392

لباسای قندعسل

 قند عسل مامانی تصمیم گرفتم اوقات بیکاریمو با بافتن لباس واسه شما پر کنم وقتی این پاپوشو تو نت دیدم خیلی خوشم اومد وحالا که بافتمش هرکس دیده از فکر اینکه این کفش قراره بره تو پاهای کوچولوی شما ضعف کرده و از همه بیشتر من وبابایی   واین هم یه سارفون دخترونه ولی  نمی دونم شما می تونی ازش استفاده کنی یانه؟؟؟؟؟؟؟     ...
15 آذر 1392

یه حس قشنگ!!!!!!

٨ آذر یه روز به یاد موندنی برای من وبابایی بود چون تو مطب برای اولین بار صدای قلب شما رو شنیدیم و کلی ذوق کردیم اینم سونوی 12 هفته شما ...
15 آذر 1392