بدون عنوان
یه عالمه خبر
سلام سلام سلام........... اولین خبر ماهکی از 5ماه ویک روزگی غذای کمکی می خوره به صورت رسمی( قبلش هم دستبرد به سفره می زد) حریره بادام سوپ فرنی موز وسیب غذاهایی که ماهک تابحال خورده دومین خبر اینکه از دقیقا 5ماهگی شروع کرد به چهار دست وپا وسینه خیز رفتن(بچم دچار بحران شده هم چهار دست وپا میره هم سینه خیز) البته تو چار دست وپا رفتن زانوهاشو رو زمین نمیذاره ویه جورایی شیرجه می زنه رو کیس مورد نظر که می خواد بگیره خبر بعدی اینکه کنترل تلویزیون وسفره غذا از دست ماهکی امون نداره خیر بعدی اینکه 3آذر من وماهکی وبابایی رفتیم آتلیه واسه ثبت صورت خانوم خشگله خبر آخر هم اینکه اگه خدا بخواد 17 دی&n...
نویسنده :
فری مامان
17:59
ماه پنجم
پنج ماهگیت مبارک عزیز دل مامان این روزها بی نهایت شیطون شدی واز دیوار راست می ری بالا. دایما پاهات تو دهنته وگوله میشی وبازی می کنی. تورورویکت راه می ری وخودتو می چسبونی به تلویزیون و شعر های خودتو گوش میدی. زبون کوچولوهاتم همش بیرونه با کمک من می شینی وبعد پهن می شی رو زمین. شما ولیانا دختر خاله بابا که 20 روز از شما کوچیکتره تولد 5ماهگی شما وکیکی که بابا زحمتش روکشید .گله هم مال منه مامانی دست بابا درد نکنه باز هم مشغول بازی با پاها ببءی کوچولوی نذر بابایی واسه شما وکشتنش جلوی نخل تو عاشورا ...
نویسنده :
فری مامان
18:34
بدون عنوان
عزیز دل مامان این ماه ماهیه که امام حسین ویاران ش مظلومانه به شهادت رسیدن شما روز جمعه با مامان وعمه ویاسمین به همایش شیرخوارگان رفتی اونجا آقای عکاس از شما ولباس قشنگت که زندایی من برات دوخته بود عکس گرفت تو همایش هم اذیت نکردی وخانوم بودی وقتی برای اولین بار دسته رفتی محو چلچراغها شده بودی چون اصولا از چراغهای رنگی خوشت میاد ...
نویسنده :
فری مامان
18:24
سفر به مشهد
عزیز مامان شما اولین بار 29 مهر ماه به زیارت امام رضا رفتی و تو این سفر بی نهایت جیغ جیغو شده بودی طوری که مامان رو از رفتن پشیمون کردی شما وبابا تو آرامگاه خیام ...
نویسنده :
فری مامان
18:19
بدون عنوان
ماهگیت مبارک عزیز مامان این روزها بی نهایت بدخواب شدی ویه عالمه من وبابایی رو اذیت می کنی از اونجایی که باخوردن داروی گیاهی تو سرشیشه بدعادت شده بودی دیگه سرشیشه هم بهت نمیدیم خوابت خیلی کوتاهه ووقتی بیدار میشی سریع غلت می زنی وکلا غلت زدن رو خیلی دوست داری با صدازدن اسمت بر می گردی ووقتی جلوی آینه می برمت یه لبخند قشنگ تحویلم میدی امروز واکسن 4ماهگیت رو هم زدی ویه کوچولو اذیت کردی تو اسباب بازیات از طبلی که داری خوشت میاد اما وقتی میگیری به سمت دهنت میبری دیگه چیزی یادم نمیاد در اولین فرصت عکس میذارم نفسم ...
نویسنده :
فری مامان
10:49
ماه سوم
عزیز دلم سلام خیلی وقته نتونستم وبتو آپ کنم این روزا خیلی شیطون شدی ومامانو اذیت می کنی تا بیداری شیر نمی خوری واگر هم شیر بخوری کلی بازیگوشی می کنی وتو این مدت خدا نکنه بابا حرف بزنه اونوقت رسما شیر خوردن رو تعطیل می کنی. به سختی وکلی گریه می خوابی خبر جدید تر اینکه در سه ماه ویک روزگی گوشای شما خانوم خشگله رو سوراخ کردیم واز اونجایی که قبلش استامینوفن خوردی درد نداشتی ولی وقتی آقای دکتر به گوشت دست می زد شلوغ می کردی و اینکه به راحتی غلت می زنی وتا بیداری مشغول این کاری من وبابا رو می شناسی وبقیه رو هم تا حدودی. وقتی عطسه می کنیم ویا تورو بالا می گیریم قهقهه شما خانوم خوشگل رو هم می بینی...
نویسنده :
فری مامان
12:09
بدون عنوان
سه ماهگیت مبارک خانوم کوچولو عزیز دلم این روزها سرماخوردی وبیشتر وقتت به نق زدن میگذره.پستونک جدیدت رو گم کردی و از اونجایی که بابا مخالف سرسخت پستونک بود دیگه به شما پستونک ندادیم اما شبها خیلی اذیت می کردی ومجبور شدیم فقط برای خواب بهت پستونک بدیم. سرماخوردگی شما باعث شد خیلی از کارهای جدیدی رو که یادگرفته بودی مثل نی و می گفتنت یا تلاش برای غلت زدن رو از یاد ببری. تازگی ها از شلوغی بدت میاد وتا چند نفر دورت جمع میشن می زنی زیر گریه واز چشمای قشنگت اشک سرازیر میشه.وقتی بابا رضا بابای من باشما رو صدا می کنه به طرفش بر می گردی واگر با شما تلفنی صحبت کنه دنبالش می گردی.وقتی هم با شما صحبت می کنه جوابشو میدی. عزیز دلم ه...
نویسنده :
فری مامان
19:22
بدون عنوان
عزیز دل مامان روزت مبارک البته با دوروز تاخیر عزیز دل مامان شما روز به روز خانوم تر می شی وکمتر مامی رو اذیت می کنی.اوایل برای خوابیدنت مجبور بودیم کلی تکونت بدیم اما حالا با بستن دستت وپستونک راحت خودت می خوابی. وقتی دمر می خوابونیمت دست وپا می زنی وشروع به ورجه وورجه می کنی ومی خوای راه بری اما دستای نازت هنوز قدرت نداره. تا بیداری دوست داری با یکی حرف بزنی وبخندی وهمین که تنها می مونی نق می زنی.کلی هم موقع حرف زدن قان قون می کنی . چند روز هم رفتیم شمال که شما اصلا اذیت نکردی وبیشترش رو خواب بودی. چند تا عکس هم از این مدت گذاشتم کنار ساحل خواب بودی اینطوری ازت عکس گرفتیم لباسی که ...
نویسنده :
فری مامان
19:01









